نگاهت امکه و محو تو بودم ....


نگاهت امکه و محو تو بودم/نگاهم ادکه و بر بادم اتدا/مه امنافهمی عشق و عاشقی چن/اگه عاشق بودم خوت یادم اتدا/مه تنها و همه عالم غریبه/تو با احساس مه نزدیک بودی/درم ادوا از ئی حجم سیاهی/چراغی توو شوو تاریک بودی/تو رنگ تازه ئی اتدا به دنیا/زمین و آسمون رنگ تو ایگفت/تو هوندی ساز ناکوک دل مه/نوا و ضرب و آهنگ تو ایگفت/همه دنیای مه لبخند جونت/که پشت پنجره قابی تکرده/چه ادکرده با قلب عاشق مه/که هر رو بشته بیتابی تکرده/مهونده دیدنت با یه گل سرخ/با قلبی که از عشق تو پر استه/چه بو که بیوفا بودی و رفتی/فراموش ادکه عهدی که مبسته/دروغه خنده ئون تو دروغه/نگاه مهربون تو دروغه/هزارون وعده ی شیرینوم اتدا/تموم وعده ئون تو دروغه/چطوکا هوندی و چه بو که رفتی/هنو بی مه سؤال بی جوابن/تموم خاطرات خوب با تو/حالا بی مه مث رنج و عذابن/
.
( ابوذر کمالی )
عکاس : حمید ترخان

تاریخ ارسال: 1391/10/27 | نویسنده: هرمزگانی | چاپ مطلب 0 نظر

        Powered by :Blogsky.com   | Designed By : Mohammad Amin  | Copyright by Gap o Goyesh bandarabbasi Page on Facebook