گپ و گویش بندرعباسی

زبُن بندری اَدست اَرفتن ....حالا سینگو دِگه خرچنگ اَبودن

گپ و گویش بندرعباسی

زبُن بندری اَدست اَرفتن ....حالا سینگو دِگه خرچنگ اَبودن

شلوال بندرین


http://s3.picofile.com/file/7563486127/484420_498584220176170_39379144_n.jpg



هر شهر و منطقه ای به خودش آداب و رسوم و صنایع دستی خاصی شه که مختص به خود اون منطقن و هیچ جای دگه پیدا نابوت . هموطو که همه خومو ادونیم توی استان زیب

ای هرمزگان هم هنرهای زیادی وجود شه که باعث افتخار و سربلندی ما هرمزگانیون در کشور و حتی در دنیان که یکی از ایی هنرو شلوار یا به قول خومون « شلوال بندرین » .

هنری که واقعان زیبان و چشم هر بیننده ای به خودش خیره اکنت که حاصل هوش و ذکاوت بانوان هرموزی ماشالله به ایی همه ذوق و هنر دخت هرموزی در خلق چنین هنر زیبایی . شما اگه یه لحظه با دقت به ایی اثر زیبای هنری نگاه بکنی ، افهمی که چه ظرافتی در ساخت اون به کار رفتی . شلوال بندری یکی از ساخته های دست بانوی هنرمند هرموزی که البته با توجه به منطقه خودش فرق اکنت که ما بیشته به منطقه ی خومو ن یعنی جزیره اون اطراف اپردازیم . برای آماده بودن شلوال بندری وقت و زمان بسیار زیادی صرف ابوت تا شوال آماده بووت که کمترین زمانش شاید بیست روز تا یک ماه طول بکشت زیاد لفتی هادی تقریبن دوماه تا یه شوال آماده ابووت . از انتخاب پارچه بگه تا طرح و نقشه روی پارچه تا کارهای دگرش . طرح ها و نقشه های واقعن زیبایی به کار ارت که اکثر ایی نقشه ها زاییده ی ذهن پویای بانوی هرموزین. معمولا اشکال بیشته گل و طبیعتن که نشان از سرزندگی مردم جنوبن .

بعد از کشیدن نقشه روی پارچه بسیار جون و گرانقیمت و اعلا نوبت به زدن شلوال ارست . اول پارچه شوال به دور وسیله ای به نام « کم »* اپیچن و با سوزن مخصوصش شروع اکنن به زدن نقشه روی شلوال یا در بعضی شلوالو از چرخ های خیاطی و گلدوزی استفاده اکنن . در ساخت شلوال از نخ های رنگی گلدوزی ، پولک ، خوس ، شک ، زری و وسایل دگه استفاده ابوت . از قیمت شلوار بندری که چیزی نابو بگی (مثل قیمت زعفران که نابو یه مثقالی بگیری) و قیمت نُشتن رو آثار دستی اینچنین خیلی سختن ولی به دلیل تقاضای بسیار زیاد مردم چیزی حدود ۷۰ تا ۱۸۰ هزار تومن تخمین ازنن که بستگی به مدلش شه که متاسفانه ما از مدلوی مختلفش زیاد دلیل استقبال و تقاضای زیاد شلوال بندری تو استان خومو ن اینکه یکی از رسمات عروسی و وسایل عروس که توسط خانواده دوماد آماده ابوت اینکه بایه چیزی حدود پونزده تا بیستاشلوال بندری به عروس خانوادشو آماده بکنن .
ایی هم خلاصه ای از شلوال بندری که اگه اطلاعات ما کامل نهسته که به بزرگی خودتون ببخشی

و هرچه از ایی هنر جون بگی بازم کم موگوتن

---------
منبع : http://masoome77.blogfa.com/post/122

تعزیه خوانی



             http://s3.picofile.com/file/7563283759/259951_208130309322407_1694278657_n.jpg
تعزیه برای اولین بار با ورود حیدر آبادی ها ی هند به بندرعباس در این شهر معمول گشت . این گروه نخست تکیه ی میان شهر را به نام منبر حیدر آبادیها و به منظور برگزاری مراسم تعزیه انتخاب کردند و این تکیه اولین مکان نمایشی بندر عباس و تعزیه نخستین آیین نمایشی این منطقه است. » و شاید با تأسی از همین مجالس بوده است که محمد جعفر چیلک که در بندر عباس به امر قضاوت مشغول بوده است از قضایی حمایت کرده است .
بی شک قضایی بزرگترین و معروف ترین تعزیه سرای میناب است اما نمی توان گفت اولین تعزیه سرا در میناب نیز هست زیرا قبل از او شاعران دیگری نیز بودند که به این امر اشتغال داشتند از جمله ی آنها می توان از« ملا مسیحای مینابی» ، « ملا ثانی بحرانی» ، «ملا محب منو جانی» و...نام برد . چنان که خود قضایی در نقدی که بر شعر این شاعران نوشته این چنین می گوید: «... این قدر هم از اهل این جاها زیاد است اگر از اشعار ملامسیحای مینایی و ملاثانی بحرانی و ملامحب منوجانی مطالعه و ملاحظه نمایی ، اطلاع از شعریت اهل این جا وقوف به هم خواهی رسانید از آن جمله نوحه ای که ملاثانی گفته است این است که :
«حسین من شهید است ، وحید است، برو کرببلا باد صبا را ». قاعده ی« را »نفهمیده است که در کجا گفته باشد و ...» و همچنین از منصف ، پدر قضایی می توان نام برد. بنابر این تعزیه سرایان قبل از قضایی از لحاظ فنون شعری در سطح پایین تری نسبت به قضایی بوده اند. اما قضایی با نبوغ خود توانست تعزیه را به اوج خود برساند.
/
منبع : وبلاگ میناب انلاین
با تشکر از خانم لیلا امیرشکاری

گپ و گویش بندرعباسی

http://s3.picofile.com/file/7563034187/248948_498598260174766_662888299_n.png



«گپ و گویش بندرعباسی» میکوشد که هر چه بهتر فرهنگ و سنن و گویش مردمان دیار هرموز را به ایرانیان و حتی جهانیان بشناساند . فرهنگ و سننی که ابرهای زمانه آن را به مرور پنهان گردانیده و مانع از همه گیر شدن این فرهنگ گردیده .
اما به یقین مردم هرمزگان هرگز گذشته خود را به دست باد نمیسپارند ؛ هرگز پوشش اصیل آبای خود را به فراموشی نمیسپارند ؛ هرگز گویش خود را نمیکوبند ؛ و هزاران هرگزهای دیگر ...

از همین رو
از شما خواستاریم که کوچکترین کمک خود را هم از ما دریغ نسازید . کمک های شما میتواند اشعار شما ، عکس های شما ، مطالب شما و هر چه در وصف هرمزگان و مردمش هست ، باشد . به امید یاری های فراوان شما

و در آخر هم سروده ای بسیار زیبا را از شاعر فقید استان ، مرحوم صالح سنگبر را میخوانیم :

زبون بندری ریشۀ جونن ... نه لهجه و نه گویش اُ زبونن
یتا حرف ا کدیم شگفتن ... چه حاجت به بیونن اُنچه عیونن

دلم به شهر بندر تنگ ابودن ... صفای بندری نیرنگ ابودن
زبون بندری اَ دست ارفتن ... حالا سینگو دگه خرچنگ ابودن

درخت ریشه دارن بندر ما ... خراب روزگارن بندر ما
لو دیریا همیشه تشنه نشتن ... ادامۀ انتظارن بندر ما

خدا بالای سر و دیریا کنارن ... امید مه به تو دادا و برارن

«صالح سنگبر»

گازی کدیمی

    http://s1.picofile.com/file/7562572575/jkhbh.jpg


سلام .دوست اومه یکی از بازیون قدیمی که مُمون با بچه وشون بازی شاکه براتون بنویسُم

بچهون باید دستخو مشت شوکرده وروهم شونهاده بعد مُم بچه ون به عنوان بازیگردون درحالی که دستخو رودست بچهون شبو بالا شخوند:
خونه کا ضی (قاضی) کجان بچه جوا

ب شادا بالاته
خونه مُمی کجان بالاته
خونه پپی کجان بالاته
مُم:تق تق تق
بچهون:کِن
مُم: مِم
بچهون:چِه توا
مُم :آتش مَوا
بچهون: شُون آتش نادیم به کسی
مُم:بی چه؟
بچهون:سَغ مُو چوک ایکردن
مُم :اسمی چِه ادنهادن ؟
بچهون :زنگرو شاه
همه باهم: هُوی هوی زنگرو شاه ,زنگروشاه نکبتی سنگ ایزد به شَربَتی
شربتی ره بُنگ ایدا , هو به مغون جُنگ ایدا
.
.
عکس و مطلب فریبا زائری

دست و پای غــــُـچـکــت



http://s1.picofile.com/file/7562481070/M_J_28_.jpg




دست و پای غــــُـچـکــت چه زشتن و مثـل خـزوکن
چشمونت تاک و پراکن بـَدومن ، کاجـــن و لـوکــــن

جـــون مــادرت وا مــــــه خنــده ولوفــنــدی مـکــــن
دندونت کرم ایزدن سیـــاه و زشتـــن مثــــــه موکن

پاچکت کفورچک و زیر کـــچـــکــت سیـــــاه ایکردن
سر اون خشتک پارت جای چند وصــــله وکــوکـــن

غایه خوراک که بــــو کســـــی جلـــودار تـــو نــــی
اشکــمــت اشتــرن امــا مغــز تـــو قـــــد مـــوروکـن

سر و جونـت بــو سهــــــارادادن و فـــغــون ایـکـردن
روی کالــــر کــمــیست لــکـــه یــــک کـــنــدروکـــن

دل مـــــه از دیدنت نــلـرزیدن چـمـک شیگــفـتــــن
نه که خاطرت موات ، از ترس تون که هـــــلهلـوکن

خالومجید

فرخی ناکنت

فرخی ناکنت بمب بشت یا زلزله :


http://s1.picofile.com/file/7561568167/M_J_39_.jpg


فرخی ناکنت بمب بشت یا زلزله ، فرخی ناکنت داربشت یا حادثه ، فرخی ناکنت بندری بشی یا سرحدی ، فرخی ناکنت چوک توبشت یا چوک م ، فرخی ناکنت خونه ی تو بچلد یا خونه ی م ، فرخی ناکنت تو عزادار بشی یا آن سرحدی ، فرخی ناکنت چوک تو بگرن یا چوک م ، فرخی ناکنت چوک توگشنه بخووت یا چوک م ، فرخی ناکنت تو، توی ترس ولرزبشی یا م ، فرخی ناکنت تودومبال وام بشی یا چن تاکار، که زندگی ت بچرخت ، یا م ، فرخی ناکنت روسر ما بمب بریزن یا ... فرخی ناکنت بی چوک تو دار بزنن یا چوک م .
فرخی نا کنت ...
فرخی ناکنت ...
فرخی ناکنت ...
برای اینکه همه ی ما انسانیم
.
.
چوک سیم بالا
عکاس : مجید جمشیدی