گپ و گویش بندرعباسی

زبُن بندری اَدست اَرفتن ....حالا سینگو دِگه خرچنگ اَبودن

گپ و گویش بندرعباسی

زبُن بندری اَدست اَرفتن ....حالا سینگو دِگه خرچنگ اَبودن

سلام "بارون" عزیزم ..


    http://s2.picofile.com/file/7566907632/556279_402372699835729_1633415080_n.jpg


احسنت به تو ای بارون خاش

یــاد روزون قدیم سالون خاش

سلام "بارون" عزیزم ....

خوبی ؟ سر حالی ؟ چند وقتی هه پیدات نین و دگه تحویل ناگفتی ....
یا که شایدم مثل خیلیون سرت شلوغ بودن یا به قول چوکون دماغت بلند بودن .....
شایدم از ما دلگیری ،نادنم ! هر چی که هه پیدات نین .....

بعد از سالی ، ماهی هم که یه نیم ساعتی اتای ، بعدش جنگی دست و پا خو جمع اکنی و تابری ...
چه خبرن ؟ حالا نشتری یه دو تا چایی با هم ما خارده . یه گپی مازه ، یـــادی از گذشته اون ماکرده....
یادی وا خیر ..... چه خاطراتی وا هم موهستن...

یادتن وقتی ما چولنگ اریم ، آرزو موهسته بیای و وا هوندن تو مدرسه مون تعطیل بشت ؟!
خدا بیامرزت رفتگان شما ، هر سال به بهونه هوندنت ، به بپ ما ، ماگو یتا چکمه ی نو بخرت تابریم و داخل کوچه بجکیم تو کـَل و گود و حسابی به خو تـَـر بکنیم .... تو هم که مثکه بدت ایناهوند خوب همکاری تکه ، تا تتونست تباری و تموم کوچه اون پر هو تکه.
مدرسه ئون که تعطیل شبو و چک و چولنگون مارخت تو کوچه و خوت هم تو گازی شریک تبوده .
یادی وا خیر ....
اون زمون هر وقت تهوند ، اقلا یه هفته ای مهمون ما هستری . چکه وا هم خرما ارده موخاردن ...
چکه وا هم ماره هرمودر و ایسین ... هرجا که تو هستری صفا ایشسته .
الانم خاش و با صفایی ... ولی حالا دگه نه تو اون قوت پشترون اته ، و نه ما اون شور حال جوونی ....

خلاصه فکر کنم تو هم مثل ما پیر بودی " بارون ".... پیر....



خالو مجید

غُلُم زارعی


            http://s2.picofile.com/file/7566497953/382050_201416396661676_1787241984_n.jpg


زندگی وا دُهل و ارامش وا دُهل زدن ، دهل که زندگی غُلُم زارعی یا غُلُم سیا بودی و  فرخی نین هیش بشت یا گازی زار ، مسابکه فوتبال بشت یا عزاداری عاشوارا و حتی استکبال رئیس جمهور غُلُم وا دُهل و درنگَه حاضرن و فکط اتونم بگم شادت بگردم غُلُم

.
.
عکاس : عبدالمطلب ازلی پور (کاپیتان )

تُولَک رطبی


      http://s1.picofile.com/file/7565853438/171002_1824663819172_1317559747_2051914_2633184_o.jpg


کبل ظهر تُولک پر رطب و چَن دَنگ لُمبول و یا انجیر و .... رُو رطب روانه لَهرُون ابوت ، ایجا هم تُولک رطبی وا یَ دَنگ لُمبو شیرین رُو سر دحُتِ حَکَمی ن (مینُو)


.
.
عکاس : منصور وحدانی

بالا شهر مهمانی سیریک


ته زنی چاهُ ون کشاورزی وا دَس و بصورت سنتی ، بالاشهر میهمانی ، شهرستان سیریک

.

.

.

عکاس : محمد اراسته




 http://s1.picofile.com/file/7565182147/20473562822465970717.jpg



شعر کغار



               http://s1.picofile.com/file/7564876662/14276_498905643477361_1827659437_n.jpg



رُوی مُغ یکتا کَغار
اَزدن وُولَک ُو غـــار

اَگفتن مِه یار مَوا
مِثِ خُوم کَغار مَوا

ریشه ی موسیقی جنوب و موسیقی عزا


http://s1.picofile.com/file/7564875806/DSC02868.jpg



موسیقی جنوبی ایران ملهم از طبیعت تفتیده و گرم این منطقه، سرشار از شور و نیرو و حرارت است. این موسیقی در استانهای هرمزگان، بوشهر و خوزستان رایج است. آن چه بیش از همه برای بررسی موسیقی جنوب بخصوص هرمزگ

ان دارای اهمیت به نظر می‌رسد، ترکیب جمعیتی این منطقه است. در این منطقه به جز ساکنان محلی، تیره‌های دیگری از جمله مهاجرین بسیار قدیمی آفریقایی نیز زندگی می‌کنند. موس
یقی کرانه‌های جنوب ایران، بخصوص آواز بندری به باور برخی از شناسندگان، با موسیقی بومیان آفریقایی پیوندی ژرف و ریشه دار یافته است. شکلهای موسیقی جنوب ایران:

بندری
سبالو
یزله
لیوا
موسیقی زار
شروه
چاوشی
لالایی بندری

علاوه بر این در جنوب ایران عزاداری مذهبی و نوحه سرایی خود دارای آواز و شیوه های متمایزی است. مناجات و شاهنامه خوانی، رباعی خوانی، مثنوی خوانی و دوبیتی خوانی یا شروه همه اشکال متمایزی از موسیقی جنوبند. مشهورترین شیوه اجرای موسیقی در جنوب آواز بندری بندری است. که بسیار شبیه موسیقی آفریقایی و متاثر از موسیقی مهاجران افریقایی به جنوب ایران است.

در موسیقی عزاداری جنوب از سازهای منحصر بفردی مانند سنج و دمام استفاده می شود

چاووشی‌ آواز مخصوص‌ اعلام حرکت‌ یا برگشت زوار اماکن‌ متبرکه‌‌است. رسم‌ چاوشی‌خوانی‌ برای‌ زائرین‌ کربلا یا مشهد از دورهٔ صفویان و قاجاریان مرسوم‌ شده‌ و در سدهٔ اخیر مورد توجه‌ فراوان‌ قرار گرفته‌‌است‌. رسم‌ چاوشی‌خوانی، علاوه‌ بر استان بوشهر در استان‌های‌ دیگر مثل‌ استان خوزستان، استان هرمزگان و استان‌های‌ شمالی‌ ایران مثل‌ استان مازندران نیز معمول‌ است‌.

در بوشهر وسیلهٔ خبردادن‌ به‌ مردم‌ محل‌ یا شهر از سفر زیارتی‌، چاوشی‌خوانی‌ بود که‌ امروز نیز کم‌ و بیش‌ اجرا می‌گردد. چاوش‌ با خواندن‌ چاوشی‌ هم‌ حاضران‌ را سرگرم‌ می‌کرد و هم‌ غایبین‌ را به‌ حضور در مجلس‌ دعوت‌ می‌کرد. اشعار چاوشی‌ بیش‌تر ساختهٔ ذوق‌ و تخیل‌ علاقه‌مندان‌ است‌ و سرایندگان‌ آن‌ها اغلب‌ نامعلوم‌ هستند؛ به‌ همین‌ سبب‌ است‌ که‌ بعضی‌ از اشعار چاوشی‌ فاقد قافیهٔ مرتب‌ است‌.

موسیقی زار یکی از موسیقی‌های محلی جنوب ایران است. در مراسم زار از سازهای گوناگونی استفاده می‌شود. یکی از این سازها تنبیره یا تنبوره نام دارد، که فقط توسط بابازار یا شخص دیگری که او اجازه بدهد نواخته می‌شود. مضراب این ساز از شاخ گاو یا گوسفندی که برای اجرای مراسم قربانی شده ساخته می‌شود. آهنگ خون که آهنگی با ضرباهنگ تند است و هنگامیکه خون را می‌آورند اجرا می‌شود جزئی از موسیقی زار به شمار می‌آید .

لیوا گونه‌ای از موسیقی بومی ناحیه جنوب ایران است که نوعی از اجرای موسیقی محلی بندری بوده که از موسیقی عربی و آفریقایی به ویژه کرانه‌های زنگبار متأثر شده و به این دیار آمده‌است. در این نوع اجرای موسیقی از دهل‌های بزرگ و کوچک همچون پیپه، جفه، پونکه و تویری استفاده می‌شود. این نوع موسیقی بیشتر در مراسم شادی و سرور اجرا شده و با آن رقص فردی و جمعی با ضرب آهنگ‌های خاص اجرا می‌گردد

یَزله یا هوسه یکی از گونه‌های رایج موسیقی محلی جنوب ایران است. یزله به وسیله گروهی از خوانندگان غیر حرفه‌ای اجرا می‌شود و فقط با دست زدن همراه است. در این موسیقی، نغمه بیش از همه حائز اهمیت است و به متن چندان اهمیتی داده نمی‌شود .

در بوشهر، این مراسم در شادیها و عروسی‌ها و یا عزاداری ( خصوصا در ماه محرم )اجرا می‌شود. نحوه انجام آن بدین صورت است که : افراد با گرفتن کمر فرد جلو ( مانند قطار بازی بچه‌ها )، تشکیل یک قطار انسانی داده و با ضرب آهنگ شعر یزله، به نرمی قدم برداشته و به جلو می‌روند
در استان هرمزگان بویژه بندرعباس هم به همین صورت می باشد . (چوک سیم بالا)

در مراسم عزاداری، گروه پس از طی مسافتی ایستاده و دایره وار و خمیده به سمت مرکز، با ریتم یزله شروع به سینه زنی می‌کنند که اشعار و نوحه‌هایی که در این مراسم می خوانند بستگی به زمان آن مراسم دارد مثلاً در شب تاسوعا همه با هم می خوانند: "شب تاسوعاست امشب" و تک خوان در جواب می‌گوید: "کربلا غوغاست امشب" حتی به این مراسم در گفتار عامیانه ( هیامظلوم ) هم گفته می‌شود.

سبالو یکی از شکلهای معمول محلی موسیقی جنوب ایران است که آوازی است که با دایره همراهی می‌گردد و به وسیله خوانندگانی که دایره‌وار کنار هم می‌نشینند، اجرا می‌شود. خوانندگان هم زمان با اجرای سبالو، شانه‌های خود را به طرف راست و چپ منظماً حرکت می‌دهند. رقص و موسیقی سبالو متأثر از موسیقی آفریقایی است.


برگرفته از وب سایت موسقی دستگاهی


چوک سییم بالا
عکس : وب سایت هرمزگانی دات نت

برکه کشمی


         http://s1.picofile.com/file/7564687418/31545_178721392268042_890470390_n.jpg



یکی از پوششونه بسیار زیبا و قابل توجه دخت و زن هرمزگان که واقعا از نظر جهانی سمبلیکن، برکه ایین که زن هرمزگان در محیط خارج از خونه به رو خو ابندت.
برکه (Borka) علاوه بر جونی و زیبایی منحصرش یه جورایی نمادی از حجاب و نجابت زن هرمزگانن.
البته در رابطه با منشاء پیدایش « برکه» روایات مختلفی هستن که مهمترینش مربوط به دوره تسلط پرتقالیون در مناطق خوما به جهت عدم سازگاری پوست شون در برابر افتو شدید جنوب ، مجبور به استفاده از « برکه» ابن.یه روایت خیلی ضعیف دیگه ایی هم هستن که اگن چون در زمونون خیلی دوووور زن کدخدا تو صورتش یه عیبی بودن که بخاطر زفت کردنش مجبور به استفاده از پوششی مثه « برکه » بودن.در نتیجه بخاطر محبوبیتش بکیه زنون هم از ایی نوع پوشش خوش شون هوندن.
در ایی میون « برکه » کشمی هم مثل پوشش، گویش و فرهنگ هرمزگانی تحت تاثیره شرایط آب و هوایی، جغرافیا و اقلیمی وجب به وجب خاک هرمزگان تغییر
اکنت.در میون تمام مدلون « برکه » هرمزگانی ، « برکه » کشمی بخاطر حالت زینتی ، جونی و عدم پوشش کامل صورت جایگاه خاص خودش ایشستن.
در مجموع « برکه » کشمی شامل یک نوار نسبتا باریک بالایی که دقیقا رو برمون قراراگنت و یک نوار که رو بینین ( دماغ) و یک نوار نسبتا پهن که برا پوشیدنه لوون.
پارچه برکه« شیل برکه» ن که برنگ طلایی با سایه جون فوفلی رنگن. دو طرف « برکه» دو تا بندن که به پشت سر گره مخصوصی اخاره ( ایی گره از گره پا لنچی هم سخت ترن).گاهی وقتون رو بند « برکه» از طلای مخصوص به اسم « حلقه برکه» استفاده اکنن که مدلون خیلی مختلف و جونی ایشستن و زیبایی خاصی به «برکه » ادیت.همی « برکه » کشمی هم از خوده کشم به طرف درگهان، رمکون ، لافت و تا باسعیدو کم کم تغییر محسوسی در شکل و شمایل اکنت ولی در کا چهار جوب یکسانی شوهستن.
هیچ وخت نابو زیبایی و جوونی یک زن هرمزگانی و کشمی با « برکه» طلاییش نادیده بگری ولی متاسفانه امروزون دختون ترجیح ادن جای «برکه» نقاب عربی ( پارچه مشکی رنگ) استفاده بکنن...ولی این کجا و آن کجا!!!!!
.
عکس و مطلب : دُخت کشم (بی بی بشری )

فارسی شکراست بندری خمل است!


http://s3.picofile.com/file/7564316020/171481_1824665659218_1317559747_2051922_7162499_o.jpg



مم زیبا زیر گارمزنگی مشغول پختن نون رختن که زیبا از توی اتاق اتات و با خوشحالی اگیت:
- مم دوستون مه اهوندن که باهم بریم سر عقد نازنین
- خیلی خوبن، پ کاشکی اتگفته بیشته خمیر درست امکرده، غصه مخه پکاره و لگیما هم امهستن
- مم فکت یه خاهشی ازت امهستن
- جلو دوستوت بارک نزنم؟
- نه فکت جلو دوستون سرحدیم بندری گپ مزن مه خجالت اکشم
- ای مم مگه کسی از لفظ خو خجالت اکشه؟
زیبا دست دور گردن مم خو ایکری و ماچش ایکرد و ایگفت: مم خوشگلم فدای تو بشم جلو دوستونم فارسی گپ بزن
همی غایه زنگ درشوزه و پروانه و سیمین و رعنا وارد بودن
رعنا- وای مامان زیباجون ازهمون نونا که من دوست دارم درست می کنی
مم زیبا- کابل شما نداره بدو بشین روی تابک کنار خودوم تا نون مهیاوه روغنی وا تخم مرگ برات درست بکنم
رعنا – مرغ نمی خوام ازهمین نونا دوست دارم
سیمین – منم خیلی دوست دارم
مم زیبا- اگه دوست داری پَ بیای هرسه تایی بشینین بغل دست خودم رو ای تابُکا تا براتون نون رخته بدم
رعنا- تابک چیه مامان زیبا؟
مم زیبا- (اشاره به تابک) همی ای، شما ب ای چی میگی؟
زیبا- مامانم میگه بشینین روی این بلوکا
مم زیبا- نترسین شلوارتون سهار نمی شه، الان وا جامُش تمیز می کنم
رعنا وسیمین و پروانه نشتن رو تابوک
سیمین- مامان زیبا واسه من روغن نریز، چاق می شم
مم زیبا- بخور تا چاغ بشی شوی پولدار گیرت بیاتن
پروانه- یعنی من که چاق هستم شوهر پولدار گیرم میاد
مم زیبا- تو خو خیلی چاغ نیستی، حیلت چاغ هستی؟
پروانه – نه بخدا حیله نمی کنم راست راستکی میگم
زیبا- مامانم میگه یعنی یه ذره چاق هستی
مم زیبا- بیا پکاره و لگیما بخورید
رعنا- گفتی اینا اسمش چیه؟
مم زیبا- این لگیما هست اینم پکاره
زیبا- مامان تورو خدا فارسی حرف بزن اینا بندری نمی فهمن
مم زیبا- خاب پَ تو که فارسی بلدی بگو که لگیما و پکاره به فارسی چه میشه؟
پروانه – اینا خیلی چربه من دوست ندارم
مم زیبا- اگه دوست نداری کرکو بخور
پروانه- چی بخورم
زیبا- میگه ازاین خیارا بخور
رعنا- وای زیبا چه مامان مهربونی داری
مم زیبا – خوبی از خوتن کربون کدت انشاالله که شوی پولدار گیر هرچارتاتون بیاتن
سیمین ریمل از توی کیف خو درایوارد و ایداد به زیبا و ایگفت: از همون ریملی که دوست داری برات خریدم
مم زیبا- از رمال خریدی؟
زیبا- نه مامان این ریمله ، می کشن به ابرو
مم زیبا- اینا خوب نیس کنجل بزنی به چهمون خو که ثواب هم داره هم کسی نمی تونه چهموتون بزنه
سیمین- مامان زیبا شما مال کجای بندری؟ خیلی بندری غلیظ حرف می زنی
مم زیبا- ما اصلمو مال فین و مارم ن
پروانه- ای چه خوب شما رم بدنیا اومدین؟ ایتالیایی هستین؟
مم زیبا- نه، ما مال فین و مارم هستیم
پروانه- خیلی از اینجا دوره؟
مم زیبا- نه وا ماشین یکساعت و نیم، یک حمومی داره که کیف می کنی داخلش جون بشوری، از وختی من کردم برای بابای زیبا اومدیم بندر،پدر زیبا خدابیامرز چترباز بود اونم عمرش داد بشما
رعنا- اِ بابای زیبا توی نیروی هوایی چترباز بود؟
زیبا- نه پدرم از دبی جنس خارجی وارد می کرد، مامان راجع به یه چیزی دیگه حرف بزن
رعنا- مامان زیبا، فامیلاتون اونجا هستن یا بندرن؟
مم زیبا- خیلی فامیل ندارم، یه تا کاکا داشتم که عمرش داد بی شما و چولنگونش همه ول تلو شدن، یک تا دادا هم دارم که کرده برای یک مردکه گتری
رعنا- چی داری؟ کتری چکار کرده؟
مم زیبا- همون مردک گتری الان سی چهل ساله که کرده برای خواهرم
سیمین- (واخنده) زیبا مامانت چقدر رک حرف می زنه
زیبا- مامانم میگه خواهرش با یک قطری ازدواج کرده
زیبا که احساس ایکه کم کم سه نبودن ایگو: بچه ها بریم داخل اتاق لباس عوض کنیم که دیرمون میشه و هرچهرنفر رفتن داخل اتاق زیبا و زیبا کبل از رفتن ب مم خو ایگفت: مم کربونت دفه دگه همی بندری گپ بزنی خیلی بهترن
و مم زیبا کهکه ایزه زیر خنده.
.
نویسنده : اسمال
عکس : سامی حزنی

عَلَم گردانی


                                

         http://s1.picofile.com/file/7563981391/728231_orig.jpg

آئین سنتی عَلَم گردانی پیغمبر با حضور گسترده عاشقان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در شهرستان میناب برگزار شد.
عَلَم گردانی پیغمبر یکی از آئین های مذهبی مردم میناب با 370 سال قدمت است که برای زنده نگه داشتن واقعه عاشورا و عزاداری امام حسین (ع)
در روز پنجم محرم در میناب برگزار می شود.
هر سال شماری از دوستداران خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) برای شرکت در مراسم علم گردانی از بحرین ، قطر و امارات متحده عربی به میناب سفر می کنند.
در آئین علم گردانی دو علم اصلی (علم پیغمبر و علم صاحب الزمان (عج) )که نشانه علاقه مندی به خاندان پیامبر است در شهر به حرکت در می آید و در مسیر دسته های عزادارای با در دست داشتن علم های منتصب به ائمه اطهار که از نقاط مختلف شهرستان آمده اند به این کاروان می پیوندند و به حرکت در می آیند.
عَلَم عزاداران حسینی در هرمزگان از یک چوب و شاخهای درخت لور (انجیر معابد)ساخته شده است.
علمها با پارچه های رنگی قرمز و سبز بسته می شود و حلقه های عمامه شکل به نام خلخال از جنس نقره بر بالای پارچه ها و پنجه ی فلزی از جنس فلز در بالای علم قرار می گیرد.
شرکت کنندگان در مراسم علم گردانی با اجتماع در حوالی منبر لب رودخانه میناب با شور هر چه تمام تر نوحه خوانی می کنند.
نوروزی معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری هرمزگان گفت : تعزیه میناب به شماره ثبت 152 در فهرست آثار معنوی کشور به ثبت رسیده است و مراسم علم گردانی پیغمبر نیز تا پایان امسال به ثبت ملی می رسد.

منبع : خبرگزاری خلیج فارس
عکس : خبرگزاری مهر