جـدایی


( جدایی )
با مه دوباره به اون گذشته اون خو قدم بزن
ایی غیضی که تو ادگفتن از مه خواهش بهم بزن
بدو پَشتا باهمون جهله که إدنهاده روی سر
از نوو دوباره اون خاطراتمون رقم بزن
هر روز ارم تنها پای همو برکه ی قدیمی مون
که شاید بییِی دوباره با همون جلویل خوصی خو
افسوس که ناتِی ومه بودم خوش خیال تو
تموم جوانی خو از دست امدا برای تو
سالها گذشت از اون زمون که باهم هستریم
یک لحظه مون بد نهه هر روز شاد هستریم
مه سرخوشوم به صبرخو وآرزوی تو
که شاید روزی بییی بکنم جون خو فدای تو
تاب فراق از ایی حسین خسته نخواه
تو یادگار جوانیه مه ی ازمه جدایی نخواه
چه بود به روزگار ای خدای مه چه بود
به هرکس که دل ابندم ازمه جدا ابو

شعر hoseyn

عکس از حماد

تاریخ ارسال: 1391/10/27 | نویسنده: هرمزگانی | چاپ مطلب 0 نظر

        Powered by :Blogsky.com   | Designed By : Mohammad Amin  | Copyright by Gap o Goyesh bandarabbasi Page on Facebook